+ تعریف و مفاهیم پایه معماری فناوری اطلاعات سازمانی
+ مقالات و پژوهش های معماری سازمانی
+ پایان نامه های کارشناسی ارشد معماری سازمانی
+ اسلایدها و ارائه های آموزشی معماری سازمانی
+ پروژه های ملی معماری سازمانی(تدوین طرح جامع ICT) انجام شده در ایران
+ اخبار و رویدادهای مربوط به معماری سازمانی و طرح های ICTMP
+ خدمات مشاوره و راهبری پروژه های معماری سازمانی و برگزاری دوره های آموزشی
پایان نامه کارشناسی ارشدم را با عنوان "تدوين متدولوژي برنامه ريزي معماري سازماني سرويس گرا " برای استفاده کارشناسان و پژوهشگران برای دانلود گذاشتم. امیدوارم مورد استفاده قرار بگیرد و اگر استفاده کردید با ذکر منبع و ماخذ باشد !!
- برداشت پایان نامه "متدولوژي برنامه ريزي معماري سازماني سرويس گرا "
همچنین از تمامی دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا که پایان نامه خود را در حوزه معماری فناوری اطلاعات سازمانی / معماری سرویس گرا / معماری نرم افزار / مهندسی نرم افزار یا سایر موارد مشابه به اتمام رسانده اند تقاضا دارم پایان نامه هایشان را در فرمت PDF برای من میل کنند تا با نام خودشان برای استفاده سایر پژوهشگران در http://www.EnterpriseArchitecture.ir قرار دهم.
مقايسه "مدل هاي معماري سازماني" با "فراورده هاي توسعه نرم افزار" – جان زكمن
اخيرا مشاهده كرده ام كه بين " فراورده هاي(مدل ها) معماري سازماني" با " فراورده هاي فرايند توليد و توسعه نرم افزار" تداخلي صورت گرفته و گروهي قادر به تمايز بين اين دو مفهوم نيستند. دلايل زيادي براي اين موضوع وجود دارد، يك دليل مربوط به عصر گذشته(عصر صنعت) است كه هنوز معماري سازماني معنا نداشت، بطوريكه برخي افراد معماري را يك توصيف سطح بالا از سيستم يا موضوعي منطقي در تقابل با جنبه فيزيكي مي دانستند و يا عده اي آنرا همان ابزار و لوازم مي پنداشتند و سرانجام گروهي هم معماري را همان اصول كار قلمداد مي كردند. اما دليل اصلي براي تداخل دو مفهوم، شباهت محصولات به يكديگر بود.
بقیه در ادامه مطلب ...
نگاهي به گذشته و نگاهي به آینده – جان زكمن
ابتدا نگاهي به گذشته:
مي توان چهار دليل عمده آورد كه چرا معماري سازماني انطور كه بايد پيشرفت نكرد.
الف: معماري مقابل فرهنگ بود
معماري مقابل فرهنگ بود. در طول 50 سال گذشته، چالش اصلي در سيستم هاي اطلاعاتي تلاش براي ساده سازي توليد و استفاده از نرم افزار ها بوده است. تمام همت ما "توليد كد برنامه" بود و معيارهاي اندازه گيري كارائي نرم افزار ها محدود به چند معيار بود: تعداد خط كد برنامه، ميزان نفر-ماه كار برنامه نويسي، زمان پاسخ برنامه، بودجه، هزينه و ...
در فرايند توليد نرم افزار سعي كرديم تا بطور ضمني استانداردها را رعايت كنيم، برنامه قابل استفاده مجدد، قابل انتقال، شيء گرا و... باشد درحاليكه واقعيت اين است كه ما هيچكدام از اين موارد را به درستي رعايت نمي كرديم!
با مثالي موضوع را توضيح مي دهيم، آيا تا كنون فروشگاهي را ديده ايد كه بتوان در آن براي راه ها، جاده ها، پل ها، معماري ها و ديگر زيربنا ها قيمت تعيين كرد؟ مثلما نه! مشكل آنجاست كه اين موارد بسيار مهم قابل ارزش گذاري نيستند و معمولا زماني كه به انها احتياج ضروري است، آنها وجود ندارند! مگر اينكه در گذشته كسي با پيش بيني و آينده نگري آنها را فراهم كرده باشد.
حال مفهوم مقابل فرهنگ روشن شد. نمي دانيم چگونه "معماري" را ارزش گذاري كنيم، در نتيجه نمي توانيم آنرا بدست آوريم! چون كسي احساس نياز حياتي به آن نكرده(علي رغم ضرورت حياتي آن) و تلاشي در جهت تهيه آن نشده است، زماني كه فهميديم چقدر به آن احتياج داريم آنرا نداشتيم.
بقیه در ادامه مطلب...
فاز طبقه بندي: در اين مرحله تيم معاري تشكيل و مستقر شده و شالوده معماري مرجع بنا نهاده مي شود. تمركز اصلي در اين مرحله بر طبقه بندي آنچه موجود است و چگونگي پشتيباني آن توسط فناوري اطلاعات خواهد بود. تيم معماري با نگاه به چارچوب هاي مرجع مانند زكمن سعي مي كند محصولالت و مدل هاي معماري انتخاب شده (مدل ها هنوز ايجاد نشده اند) را طبقه بندي كند.
فاز برنامه كاري(blueprinting): در اين مرحله معماري سازماني از پروژه اي مبتني بر فناوري اطلاعات به پروژهاي استراتژيك با بودجه مشخص ترقي مي كند. تيم معماري با جزئيات مناسب وضعيت موجود را توصيف و سپس وضعيت مطلوب را ترسيم مي نمايد. پروژه در سازمان كاملا به رسميت شناخته شده و تصميمات حوزه هاي فناوري و استراتژيك بر اساس وابستگي هاي بين سازماني اتخاذ خواهد شد. چارچوب معماري(مدل ها و روابط آن) كه در فاز قبل انتخاب شده بود تصحيح مي شود و اولين سرويس هايي كه فابليت استفاده در سطح سازمان(قابل استفاده مجدد) را دارند، ارائه و مورد استفاده قرار مي گيرند اگرچه هنوز كامل و جامع نيستند.
فاز يكپارچه سازي: تمركز اين مرحله بر يكپارچه سازي فناوري اطلاعات در راستاي كاهش هزينه تعامل ميان سيستم ها و تكنولوژي هاي زير ساختي است. در صورت تحقق اين امر، فناوري اطلاعات قادر به پشتيباني از تغييرات حرفه خواهد بود و به نوعي فناوري و حرفه همراستا مي شوند. از نتايج اين مرحله كاهش پيچيدگي فناوري اطلاعات به وسيله تعريف سرويس هاي مشترك جديد است، البته اين بدين معنا نيست كه تمامي سيستم هاي موروثي از دور خارج شده و سيستم هاي جديد راه اندازي شود. ابزارهاي معماري سازماني ارتقاء مي آبند تا قابليت پشتيباني زمان اجراي(runtime) معماري را داشته باشند.
فاز بهينه سازي: در اين مرحله معماري سازماني اجرا شده و همه امكانات و ابزارهاي لازم براي مديريت حرفه و فناوري مهيا است، لذا نوبت به بهينه سازي فرايندها مي رسد. فرايندهاي كاري بهينه شده اند و چابكي در حرفه و فناوري محقق شده است. معماري مطلوب از حالت طرح به واقعيت پيوسته و ديده باني(monitoring) بصورت خودكار و ماشيني درامده است. در اين مرحله تمركز بر روي بهينه سازي است و كليه راهيافتها و تكنولوژي هائي كه قادر به بهبود شاخص بازگشت سرمايه در سازمان باشند، به سرعت پياده سازي مي شوند.
برای تسلط بیشتر مطالب مربوط به معماری سرویس گرا(SOA) را نیز مطالعه کنید.
متدولوژي مربوط به DODAF
فرايند 6 مرحله اي DODAF شامل موارد زير است:
متدولوژي برنامه ریزی معماری سازمانی یا EAP
آقای اسپیواک، متدولوژی پیشنهادی خود را اینگونه تعریف می کند:
" برنامه ریزی معماری سازمانی، فرایندی است در جهت تعریف معماری برای استفاده اطلاعات به منظور پشتیبانی از حرفه و شامل یک برنامه برای اجرا است"
آقای اسپیواک حوزه متدولوژی خود را دو سطر اول چارچوب زکمن معرفی نموده است. البته منظور ایشان، چارچوب اولیه زکمن است که شامل سه ستون بوده و در سال 1987 ارائه شد. وی طراحی سیستمها که در سطر سه می باشد را خارج از حوزه برنامه ریزی معماری خوانده است.
اسپیواک اجزاء متدولوژی خود را در 4 لایه و شامل 7 مولفه دسته بندی نموده است. این شکل بصورت یک کیک تولد چهار طبقه می باشد.
لایه ها و مولفه های این کیک به قرار زیر است:
متدولوژي راهنماي كاربردي براي معماري سازماني فدرال:
اين متد فرايندي را جهت توسعه معماري سازماني مشخص مي كند، گامها و اجزاي اين فرايند همپوشاني زيادي با متدولوژي اسپيواك دارند. به طور مشخص اين متد مباحث بيشتري نسبت به متدولوژي EAP در حوزه ابزارها، انتقال، بازاريابي معماري سازماني و موضوعات مربوط به دولت و حكومت دارد.
اين فرايند شامل مراحل زير است:
متدولوژي ADM
چارچوب معماري سازماني TOGAF جهت توسعه معماري سازماني اقدام به معرفي متدلوژي اختصاصي خود تحت عنوان "متد توسعه معماري" نمود. مراحل اين متدولوژي به قرار ذيل است:
متدولوژي Levis
الكساندر ليوايز فرايندي هفت مرحله اي براي توسعه معماري سازماني بر مبناي چارچوب C4ISR ارائه نموده است كه در دانشگاه George Mason تدريس مي شود. مراحل اين متدولوژي به قرار زير است:
بقیه در ادامه مطلب ...
بقیه در ادامه مطلب ...