همچنین در همین راستا :
معماری سازمانی از نگاه مدیران فناوری اطلاعات
بقیه در ادامه مطلب ...
|
|
TOGAF |
TEAF |
DODAF |
FEAF |
|
ديدهاي پايه معماري |
چهار لايه اصلي كسب و كار، داده، نرم افزارهاي كاربردي و تكنولوژي |
ماتريس شبيه زكمن شامل چهار ستون وظيفه اي، اطلاعاتي، ساختاري و زير ساختارها |
سه ديدگاه عملياتي، سيستمي و فني |
ماتريس بر مبناي چارچوب زكمن شامل 3 ستون داده، نرم افزارهاي كاربردي و تكنولوژي |
|
مشخصات كامل و مشروح محصولات |
توضيح مفيدي موجود نمي باشد |
توضيحات كامل بر محصولات . همچنين تشريح محصولات برنامه ريزي و طرح انتقال |
توضيحات كامل براي تمام محصولات |
توضيح بسيار خلاصه در خصوص محصولات معماري |
|
تبين رابطه معماري سازماني با ديدگاه استراتژيك و اهداف ماموريت |
استراتژي هاي كسب و كار به عنوان ورودي فاز ديدگاه معماري در نظر گرفته شده است |
به عنوان يك محصول مجزا (نقشه راه) در نظر گرفته شده است |
بحث شده و به بعضي محصولات نيز اشاره شده ولي محصول مجزائي براي آنها در نظر گرفته نشده است |
بحث شده است |
|
تهيه قوانين معماري |
وجود دارد |
فقط ليست قوانين وزارت خزانه داري و مسئوليت ادارات آورده شده است. |
قوانين به عنوان جزئي از توصيف محصولات معماري ديده شده |
براي صفات خود چارچوب معماري فدرال تهيه شده است |
|
محصولات براي تعيين استانداردها |
در قالب مدل مرجع تكنولوژي(TRM) وجود دارد |
تحت عنوان نمايه استانداردها |
وجود دارد (TV-1) |
وجود ندارد |
|
بحث در خصوص ملاحضات امنيتي |
موضوع امنيت مورد بحث قرار گرفته است |
در كنترل Cross-Cutting ديده شده است |
به طور خلاصه در انتخاب محصولات |
خير |
|
بحث پيرامون استراتژي گذار و تعريف محصولات برنامه گذار |
بله. در قالب فاز برنامه ريزي گذار(مهاجرت) |
بله. در قالب يك محصول مشخص |
مقداري بحث شده |
بحث شده ولي نه بطور كامل و مشخص |
|
بحث در خصوص مخزن معماري |
راهنمائي هائي وجود دارد |
مسئوليتهاي مربوط به آن تعيين شده |
بحث شده |
نياز به مخزن گفته شده |
|
متدولوژي يا راهنماي اجراي معماري سازماني |
داراي متد توسعه معماري (ADM) است |
در قالب موضوعاتي چون استراتژي معماري سازماني، نقشها و مسئوليتها و مديريت سرمايه گذاري |
6 گام كلان بدون ورود به جزئيات ارائه شده |
به متدولوژي برنامه ريزي معماري سازماني اسپيواك اشاره شده |
برنامه راهبردي فناوري اطلاعات وزارتخانه خزانه داري ايالات متحده بر پايه هدفي است مبني بر " بسط ، نگهداشت و تهيه راهنماي پياده سازي معماري فناوري اطلاعات براي اين وزارتخانه". در راستاي اين برنامه، در ژوئيه 2000 ، وزارت خزانه داري آمريكا، چارچوب مرجع معماري خود به نام TEAF را تعريف نمود. هدف اين چارچوب عبارتست از:
ماتريس TEAF كه جهت تدوين يك ساختار ساده و يكسان براي كل چارچوب استفاده ميشود، شامل 4 جنبه (عملكرد، اطلاعات، سازمان و زيربنا) به عنوان ستون و 4 ديدگاه (برنامه ريز، مالك، طراح و سازنده) به عنوان سطرهاي ماتريس ميباشد. نقطه قابل توجه در اين چارچوب را بايد استفاده از بهترين تجارب موفق دانست بطوريكه ماتريس محصولات اين چارچوب با چارچوب مرجع زكمن و FEAFهمخواني دارد.
محصولات كاري كه طي فرآيند تاسيس معماري، توليد و توسعه مييابند بايد مورد اولويت بندي قرار گيرند. محصولات كاري پايه كه براي هر سازمان مهم هستند، به عنوان محصولات كاري "ضروري" شناخته ميشوند ومحصولات كاري ديگري كه ممكن است در بعضي سازمانها لازم شوند، محصولات كاري "پشتيبان" خوانده ميشوند.
برای مطالعه مطالب بیشتر به سایت کمیته فنی معماری اطلاعات ایران مراجعه کنید.
اين چارچوب از 4 سطح و 8 مولفه تشكيل شده است، در سطوح بالا طرح ها و راهبردهاي كلان مطرح ميشود درحاليكه هر چه به به سمت سطوح پائين تر حركت ميكنيم با طرح ها و مشخصات جزئي تر برخورد ميكنيم تاسرانجام در سطح 4 به ماتريس محصولات FEAF برميخوريم كه همان چارچوب اوليه زكمن است(اين ماتريس شامل سه جنبه داده، فرآيند و مكان است كه در پنج ديدگاه برنامه ريز، مالك، صاحب، سازنده و پيمانكار طبقه بندي شده است).
بقیه در ادامه مطلب ...
ديدگاه عملياتي : اين ديدگاه توصيف كننده وظايف و عملكردهاي گره هاي عملياتي و گردش اطلاعات بين اين گره ها در جهت انجام عمليات نظامياست. با استفاده از نمادهاي گرافيكي ميتوان گره ها و عناصر عملياتي، چگونگي انجام و پشتيباني عمليات، نحوه گردش و تبادل اطلاعات بين گره ها را مشخص نمود.
ديدگاه سيستمي : اين ديدگاه توصيف كننده سيستمهاي اطلاعاتي و چگونگي ارتباط بين آنها در جهت انجام يا پشتيباني يك عمليات نظامياست. آنچه كه نشان دهنده نقش فناوري در كمك به انجام بهتر ماموريتهاي نظاميبوده، در اينجا توصيف ميشود. از ديدگاه عملياتي كه به ديدگاه سيستميوارد شويم، گره هاي عملياتي با سيستم هاي اطلاعاتي و فواصل با خطوط انتقال اطلاعات جايگزين ميشوند.
ديدگاه تكنيكي : اين ديدگاه توصيف كننده قوانين، مشخصات و ملزومات تعيين شده براي هر سيستم در جهت نيل به اهداف و وظايف تعريف شده آن است. در حقيقت هدف از اين ديدگاه، تضمين تطابق در عملكرد سيستم ها با انتظارات خواسته شده از آنهاست.
اگرچه امروزه چارچوب زكمن قدري قديمي شده و مطابق با نيازهاي روز نمي باشد اما هنوز به عنوان مرجع و منبعي براي معماري سازماني به حساب مي ايد، بدين صورت كه مفاهيم و چارچوبهاي جديد كه با توجه به نيازهاي روز و دانش جديد توسعه يافته اند، ايده هاي اوليه خود را از اين چارچوب مادر گرفته و آنرا مطابق نيازها و شرايط خاص خود شكل داده اند.
امروزه جان زكمن معتقد است چارچوب وي نقش "يك ابزار تفكر" را بازي مي كند، بطوريكه به معماران و مديريان كمك مي كند حوزه ها و جنبه ها را جداسازي و مرتب كنند. چارچوب معماري زكمن تاثير مستقيمي بر اكثر چارچوب هاي بعدي و مفاهيم معماري داشته است.
نقاط مثبت چارچوب زكمن:
كمبودهاي چارچوب زكمن:
مطالب بیشتر در خصوص معماری سازمانی و معماری سرویس گرا
تفاوت چارچوب و معماري سازماني:
معماري با چارچوب تفاوت دارد، اگرچه در خيلي جاها اين دو مفهوم با هم تركيب شده اند. چارچوب يك ساختار منطقي براي دسته بندي و سازماندهي اطلاعات پيچيده است، بنابراين چارچوب معماري سازماني يك ساختار سازماندهي شده از اطلاعاتي است كه براي توصيف معماري سازمان استفاده مي شود. بسياري از سازمانها از يك چارچوب استفاده مي كنند در حاليكه محصولات معماري سازماني هر كدام با يكديگر متفاوت و مخصوص خودشان است. {FEEF Practical Guide 2001}
در اغاز تاكيد معماري سازماني بيشتر بر روي چارچوب، مفاهيم، متدهاي مدلسازي و ابزارها بوده درحاليكه امروز بر اجرا و پياده سازي متمركز شده و پيش بيني مي شود به زودي تاكيد اصلي بر روي ارزيابي ، بهينه سازي و استفاده از بهترين تجارب باشد.
در يك نگاه جامع مي توان چارچوب معماري سازماني را اينگونه تعريف نمود:
مهمترين نتايج معماري سازماني را بايد بهبود روشها و فرايندها در ماموريت هاي سازماني، ايجاد نظامي يكدست و قابل مقايسه در توصيف سيستم ها و يكپارچگي دانست.
منابع بیشتر را در سایت http://www.enterprisearchitecture.ir و http://soea.blogfa.com مطالعه نمائید.
معماري سازماني با محوريت فناوري اطلاعات
در اين مورد هدف از معماري سازماني همراستا نمودن فناوري اطلاعات با كسب و كار جهت بهبود كارائي و بازدهي است. تاكيد اين رهيافت بر لايه هاي پائين بوده و يكپارچگي سيستم هاي اطلاعتي و موثر بودن زيرساخت هاي فناوري مورد هدف است، بدين ترتيب با سازماندهي منظم فناوري اطلاعات، كارائي بهبود يافته و هزينه هاي سازمان كاهش مي ابد. معماري حرفه در حد مدلسازي فرايندها و نيازهاي اطلاعاتي انجام مي شود تا سيستم هاي اطلاعاتي با توجه به اين نيازها طراحي يا تكميل شوند. اكثر پروژه هاي معماري سازماني از اين جنس هستند و معمولا توسط اداره(معاونت) فناوري اطلاعات سازمان مديريت و اجرا مي شوند.
اين رهيافت معمولا با ساختاري چند لايه از زير معماريهاي حرفه، اطلاعات، سيستم و تكنولوژي نمايش داده مي شود. هر لايه نيازهاي خود را به لايه پائين تر منتقل مي كند و از طرفي ديگر مسئول براورده سازي نيازهاي لايه هاي بالاتر خود است. لايه هاي بالائي مستقيما با اهداف و ماموريت سازمان در ارتباط بوده و به دنبال براورده سازي رضايت ذينفعان هستند درحاليكه لايه هاي پائين تر پشتيباني كننده لايه هاي بالائي از طريق فناوري اطلاعات هستند.
توجه اصلي اين رهيافت بر معماري سيستم هاي اطلاعاتي و زيرساخت هاي تكنولوژي است، بر كسب وكار در حد شناسائي نيازها و انتقال آنها به لايه هاي پائين تر توجه مي شود و خبري از مهندسي مجدد فرايندها نيست.
معماري سازماني فرايند محور
اين نوع معماري سازماني با هدف مديريت و بهبود فرايندها صورت مي پذيرد، اهداف حرفه با رويكردي بالا به پائين به عمليات و فعاليت ها نگاشت مي شود تا نهايتا كليه فرايندهاي حرفه به روشي كه گفته خواهد شد، سازماندهي شوند، اين نوع پروژه هاي معماري سازماني توسط مديريان ارشد حرفه اجرا شده و زير نظر مستقيم رياست سازمان مي باشند. (VanHee2002)
معماري سازماني دولت محور
در اين رهيافت كه مخصوص سازمانهاي ستادي است، هماهنگي و هدايت بين اجزاء و حوزه هائي كه خود نوعي سازمان محسوب مي شوند، مورد توجه است. دربحث مديريت سازماني و به هنگام مواجه با پيچيدگي دو استراتژي كلان مورد توجه معماران قرار دارد، اول مديريت و كنترل يكپارچه و مركزي سازمان در حوزه هاي مختلف است كه بصورت جامع و متمركز انجام مي شود و دوم تقسيم سازمان به زير مجموعه هائي است كه هر كدام داراي مديريت مخصوص خود بوده ولي هماهنگي هاي بين اين مجموعه ها بصورت فدرالي و ستادي انجام مي شود، معماري سازماني دولت محور بر پايه اين استراتژي است.
در اين روش همانطور كه گفته شده سازمان به اجزائي با نام حوزه هاي كسب و كار تقسيم مي شود، هر حوزه تصميم گيريها و مديريت داخلي خود را دارا مي باشد درحاليكه اهداف سازمان و وظايف كلي توسط ستاد هماهنگ و مديريت مي شود. هر حوزه به دنبال افزايش كارائي و بهره وري در بخش خود مي باشد و مي توان انرا نوعي سازمان كوچك در نظر گرفت، مجموعه اين حوزه ها با همديگر تشكيل سازمان مركزي را داده كه وظيفه نظارت و همراستا نمودن حوزه ها را بعهده دارد. (Reietveld)
دراين نوع معماري فعاليت هاي داخلي هر حوزه كنترل و مديريت نمي شود بلكه نتيجه و ما حصل اين فعاليت ها در غالب شاخص هاي كارائي و جهت گيريهاي رقابتي با ديگر حوزه ها هماهنگ و همراستا مي شود، لذا مديريت و بهبود فرايندهاي داخلي هر حوزه يا طراحي و يكپارچه سازي سيستمهاي اطلاعاتي خارج از موضوع معماري سازماني دولت محور بوده و مربوط به معماري داخلي هر حوزه مي شود.
مطالب بیشتر در خصوص معماری سازمانی
"معماري" واژه ناشناخته اي نيست، لااقل براي مهندسان و آشنايان به رشته هاي مهندسي، كلمه معماري يادآور يك طرح و ديد همه جانبه و كلان بر ساختار و رفتار موجوديتي است كه داراي خواصي چون پيچيدگي و پويائي بوده، تهيه و نگهداشت آن مستلزم داشتن توجه ويژه اي به جامعيت، يكپارچگي، انعطاف پذيري و تعامل پذيري است. واژه معماري بيشتر در رشته هاي مرتبط با علوم ساختماني شنيده ميشود، آنجا كه "معمار" با نگاهي جامع به كليه عوامل تاثيرگذار بر بنا و با بهرهمندي از بهترين تجارب گذشته، طرحي از چگونگي ساخت عمارت با استفاده از قطعات سازنده اوليه ترسيم ميكند. معمار در تمامي طول مراحل طراحي و ساخت حضور داشته و همه جوانب را تحت كنترل خود دارد.
تعريف معماري(IEEE 1471): ساختار بنيادي يك سيستم محاط شده توسط مولفه هايش و روابط بين آنها با هم و محيط كه توسط قوانين و راهنمائي هائي براي طراحي و تكامل پشتيباني مي شود.
زكمن، "معماري سازمانی" را بصورت زير تعريف نموده است:
"مجموعه اي از ارائه هاي توصيفي (مدل ها) در ارتباط با تشريح يك سازمان چندان كه بتواند منطبق بر نيازمندي هاي مديريت (كيفيت) توليد شده باشد و در دورة حيات مفيدش قابل نگهداشت باشد(تغييركند)."
لزوم معماري سازماني را ميتوان در ظهور سازمانهاي بزرگ، نياز به طراحي و توسعة سيستمهاي اطلاعاتي پيچيده، ظهور سيستمهاي اطلاعاتي با منظورهاي خاص و اهميت انعطاف پذيري سازمانها در برابر فشارهاي بيروني نظير تغيير كسب و كار، تغيير مأموريتها و ساختارهاي سازماني و تغييرات سريع فناوري ارزيابي كرد.
"معماري سازماني يعني فهم عناصر مختلفي كه سازمان را ساخته اند و چگونگي تعامل بين عناصر. تعريف مناسب سازمان عبارت است از مجموعه اي از واحدهاي سازماني كه مجموعه اي از اهداف و اصول مشترك دارند و تعريف عناصر شامل كليه اقلامي است كه در حوزه اشخاص، فرايندها، كسب و كار و تكنولوژي محصور شده اند." (IFEAD)
"يك برنامه كاري براي سازماندهي فرايندهاي حرفه و سيستم هاي مورد نياز آنها و همچنين تكنولوژي لازم براي اجراي كارامد فرايندها." (RRB)
امروزه برداشت حداقلي بر روي كليات معماري سازماني وجود دارد به اين گونه كه معماري سازماني شامل مدل هاي كسب و كار، فرايندها، داده ها، سيستم هاي پشتيباني كننده حرفه و همچنين زيرساختارهاي تكنولوژي براي هر دوي معماري موجود و مطلوب تعريف مي شود، همچنين در معماري سازماني نياز به استانداردها، ملاحضات امنيتي و يك طرح انتقال مي باشد.