تبليغاتX
معماری سازمانی
مجموعه مطالب در خصوص معماری فناوری اطلاعات سازمانی و چارچوب های معماری
با تلاشهای چندین ساله صاحب نظران و شرکت های مشاور در حوزه معماری سازمانی فناوری اطلاعات، همکنون معماری سازمانی جایگاه ویژه ای هم در صنعت کشور و هم در دانشگاه ها پیدا کرده است؛ بطوریکه هم تعداد قابل توجهی از شرکت های صنعتی و سازمانهای دولتی اقدام به تدوین معماری سازمانی نموده اند و هم دانشجویان و متخصصان فراوانی در این حوزه تربیت شده و از دانشگاه های معتبر ایران راهی بازار کار شده اند.
در این گزارش که توسط کمیته فنی معماری اطلاعات تهیه گردیده است، دستاوردها و تحولات چند سال اخیر(86 تا 88) حوزه معماری سازمانی در ایران در چهار بخش اصلی بررسی شده :
1. پروژه های انجام شده در سازمانهای دولتی و شرکت های خصوصی
2. پژوهش ها و فعالیت های انجام شده در دانشگاه ها
3. تکامل معماری سازمانی با تزریق مفاهیم سرویس گرایی
4. فعالیت های فرهنگ سازی و بسترسازی انجام شده
برداشت گزارش

همچنین در همین راستا :
معماری سازمانی از نگاه مدیران فناوری اطلاعات

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:29  توسط امیر مهجوریان  | 

مقصود از فراورده هاي سطر 1 (ديدگاه برنامه ريز)، تعريف حدود سازمان است و هر آنچه كه به سازمان مربوط يا براي آن ضروري است. در اين سطر "حوزه " و "مضمون " معماري تعريف مي‌شود تا در ديدگاههاي پائين تر مورد استفاده قرار گيرد. منظور از حوزه معماري، مرز قلمرويست كه معماري مورد نظر را مشخص مي‌كند، براي مثال در ستون داده، در اين سطر داده هاي كلان و مهم سازمان مشخص مي‌شوند، تا در سطر بعد(مالك) فهرست كليه داده هاي مربوط به حرفه و روابط آنها با هم(نمودار ارتباط موجوديت ها) مشخص شود. مي‌توان سطر يك را به "فهرست" يك كتاب تشبيه كرد كه سرفصل ها و مضمون(محدوده) مطالب در آن آورده شده و سطرهاي بعدي را به محتواي كتاب تشبيه كرد كه به صورت تفصيلي و مشروح است. بايد توجه داشت كه هر آنچه در متن كتاب آمده است بايد در "محدوده" فهرست و سرفصلهاي آن قيد شده باشد. بطور خلاصه مي‌توان گفت كه همانطور كه فهرست كتاب، تعيين كننده حدود و مضمون آن مي‌باشد، سطر يك چارچوب نيز نشان دهنده محدوده و حوزه معماري است. در اين سطر با "فهرستها" به جاي "مدل ها" سروكار داريم.

بقیه در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:56  توسط امیر مهجوریان  | 

 

 

TOGAF

TEAF

DODAF

FEAF

ديدهاي پايه معماري

چهار لايه اصلي كسب و كار، داده، نرم افزارهاي كاربردي و تكنولوژي

ماتريس شبيه زكمن شامل چهار ستون وظيفه اي، اطلاعاتي، ساختاري و زير ساختارها

سه ديدگاه عملياتي، سيستمي و فني

ماتريس بر مبناي چارچوب زكمن شامل 3 ستون داده، نرم افزارهاي كاربردي و تكنولوژي

مشخصات كامل و مشروح محصولات

توضيح مفيدي موجود نمي باشد

توضيحات كامل بر محصولات . همچنين تشريح محصولات برنامه ريزي و طرح انتقال

توضيحات كامل براي تمام محصولات

توضيح بسيار خلاصه در خصوص محصولات معماري

تبين رابطه معماري سازماني با ديدگاه استراتژيك و اهداف ماموريت

استراتژي هاي كسب و كار به عنوان ورودي فاز ديدگاه معماري در نظر گرفته شده است

به عنوان يك محصول مجزا (نقشه راه) در نظر گرفته شده است

بحث شده و به بعضي محصولات نيز اشاره شده ولي محصول مجزائي براي آنها در نظر گرفته نشده است

بحث شده است

تهيه قوانين معماري

وجود دارد

فقط ليست قوانين وزارت خزانه داري و مسئوليت ادارات آورده شده است.

قوانين به عنوان جزئي از توصيف محصولات معماري ديده شده

براي صفات خود چارچوب معماري فدرال تهيه شده است

محصولات براي تعيين استانداردها

در قالب مدل مرجع تكنولوژي(TRM) وجود دارد

تحت عنوان نمايه استانداردها

وجود دارد (TV-1)

وجود ندارد

بحث در خصوص ملاحضات امنيتي

موضوع امنيت مورد بحث قرار گرفته است

در كنترل Cross-Cutting ديده شده است

به طور خلاصه در انتخاب محصولات

خير

بحث پيرامون استراتژي گذار و تعريف محصولات برنامه گذار

بله. در قالب فاز برنامه ريزي گذار(مهاجرت)

بله. در قالب يك محصول مشخص

مقداري بحث شده

بحث شده ولي نه بطور كامل و مشخص

بحث در خصوص مخزن معماري

راهنمائي هائي وجود دارد

مسئوليتهاي مربوط به آن تعيين شده

بحث شده

نياز به مخزن گفته شده

متدولوژي يا راهنماي اجراي معماري سازماني

داراي متد توسعه معماري (ADM) است

در قالب موضوعاتي چون استراتژي معماري سازماني، نقشها و مسئوليتها و مديريت سرمايه گذاري

6 گام كلان بدون ورود به جزئيات ارائه شده

به متدولوژي برنامه ريزي معماري سازماني اسپيواك اشاره شده

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 12:49  توسط امیر مهجوریان  | 

چارچوب خزانه داري بر اساس چارچوب هاي زكمن، فدرال و C4ISR ساخته شده و تحت عنوان راهنمائي بر معماري وزارت خزانه داري و ادارات آن در سال 2000 ارائه شد.
چارچوب معماري سازماني خزانه داري تركيبي است از چارچوب معماري فدرال با چارچوب C4ISR كه محصولات آن شباهت زيادي به محصولات C4ISR دارند اگرچه چارچوب و ماتريس محصولات آن بيشتر شبيه چارچوب فدرال است.

برنامه راهبردي فناوري اطلاعات وزارتخانه خزانه داري ايالات متحده بر پايه هدفي است مبني بر " بسط ، نگهداشت و تهيه راهنماي پياده سازي معماري فناوري اطلاعات براي اين وزارتخانه". در راستاي اين برنامه، در ژوئيه 2000 ، وزارت خزانه داري آمريكا، چارچوب مرجع معماري خود به نام TEAF را تعريف نمود. هدف اين چارچوب عبارتست از:

  • هدايت ادارات و بخش هاي مختلف خزانه داري براي توليد معماري سيستمهاي اطلاعاتي
  • ارائه مفاهيم، قوانين، فناوري و استانداردهاي يكپارچه و مشترك براي توليد سيستم هاي وزارت خزانه داري
  • ارائه قالبي استاندارد براي توصيف معماري سازماني.

ماتريس TEAF كه جهت تدوين يك ساختار ساده و يكسان براي كل چارچوب استفاده مي‌شود، شامل 4 جنبه (عملكرد، اطلاعات، سازمان و زيربنا) به عنوان ستون و 4 ديدگاه (برنامه ريز، مالك، طراح و سازنده) به عنوان سطرهاي ماتريس مي‌باشد. نقطه قابل توجه در اين چارچوب را بايد استفاده از بهترين تجارب موفق دانست بطوريكه ماتريس محصولات اين چارچوب با چارچوب مرجع زكمن و FEAFهمخواني دارد.
محصولات كاري كه طي فرآيند تاسيس معماري، توليد و توسعه مي‌يابند بايد مورد اولويت بندي قرار گيرند. محصولات كاري پايه كه براي هر سازمان مهم هستند، به عنوان محصولات كاري "ضروري" شناخته مي‌شوند ومحصولات كاري ديگري كه ممكن است در بعضي سازمانها لازم شوند، محصولات كاري "پشتيبان" خوانده مي‌شوند.
برای مطالعه مطالب بیشتر به سایت کمیته فنی معماری اطلاعات ایران مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 12:45  توسط امیر مهجوریان  | 

در سال 1996 قانوني موسوم به كلينگر كوهن در كنگره آمريكا به تصويب رسيد كه مطابق آن، همه وزارتخانه ها و سازمانهاي فدرال آمريكا ملزم شدند معماري فناوري اطلاعات خود را ايجاد كنند. مسئوليت تدوين، اصلاح و اجراي معماري فناوري اطلاعات يكپارچه در هر سازمان بر عهده مدير ارشد اطلاعاتي آن سازمان قرار گرفت. در سال 1998 بر اساس همين قانون شوراي مديران ارشد اطلاعاتي موظف شدند كه جهت توسعه، پشتيباني و تسهيل پياده سازي معماري اطلاعات سيستمهاي دولتي، راهكار واحدي را ارائه دهد. چارچوب معماري سازمان فدرال در سپتامبر سال 1999 توسط شوراي مديران ارشد اطلاعاتي دولت ايالات متحده آمريكا تهيه و تنظيم شد.

اين چارچوب از 4 سطح و 8 مولفه تشكيل شده است، در سطوح بالا طرح ها و راهبردهاي كلان مطرح مي‌شود درحاليكه هر چه به به سمت سطوح پائين تر حركت مي‌كنيم با طرح ها و مشخصات جزئي تر برخورد مي‌كنيم تاسرانجام در سطح 4 به ماتريس محصولات FEAF برمي‌خوريم كه همان چارچوب اوليه زكمن است(اين ماتريس شامل سه جنبه داده، فرآيند و مكان است كه در پنج ديدگاه برنامه ريز، مالك، صاحب، سازنده و پيمانكار طبقه بندي شده است).

بقیه در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:39  توسط امیر مهجوریان  | 

با وجود اينكه در اكثر متون به چارچوب زكمن به عنوان اولین چارچوب معماري سامانه هاي اطلاعاتي اشاره مي‌شود، ولي بايد گفت كه تلاشي كه در وزارت دفاع آمريكا در جهت معماري سامانه هاي اطلاعاتي و ارتباطاتي صورت گرفت، مستقل از چارچوب زكمن و مسائل مطروحه در آن بود.
C4ISR  كه در ابتدا براي معماري سامانه هاي ارتباطي و اطلاعاتي در صحنة عمليات نظامي‌تدوين شده بود، رفته رفته جاي خود را به عنوان يك راه حل ممتاز براي پرداختن به معماري در حوزه هاي ديگر نيز باز كرد. چارچوب C4ISR بر خلاف زكمن كه شامل شش ديدگاه مي‌شد از سه ديدگاه تشكيل شده كه با هم تفاوت عمده دارند. اين سه ديدگاه عبارتند از :

ديدگاه عملياتي : اين ديدگاه توصيف كننده وظايف و عملكردهاي گره هاي عملياتي و گردش اطلاعات بين اين گره ها در جهت انجام عمليات نظامي‌است. با استفاده از نمادهاي گرافيكي مي‌توان گره ها و عناصر عملياتي، چگونگي انجام و پشتيباني عمليات، نحوه گردش و تبادل اطلاعات بين گره ها را مشخص نمود.

ديدگاه سيستمي : اين ديدگاه توصيف كننده سيستمهاي اطلاعاتي و چگونگي ارتباط بين آنها در جهت انجام يا پشتيباني يك عمليات نظامي‌است. آنچه كه نشان دهنده نقش فناوري در كمك به انجام بهتر ماموريتهاي نظامي‌بوده، در اينجا توصيف مي‌شود. از ديدگاه عملياتي كه به ديدگاه سيستمي‌وارد شويم، گره هاي عملياتي با سيستم هاي اطلاعاتي و فواصل با خطوط انتقال اطلاعات جايگزين مي‌شوند.

ديدگاه تكنيكي : اين ديدگاه توصيف كننده قوانين، مشخصات و ملزومات تعيين شده براي هر سيستم در جهت نيل به اهداف و وظايف تعريف شده آن است. در حقيقت هدف از اين ديدگاه، تضمين تطابق در عملكرد سيستم ها با انتظارات خواسته شده از آنهاست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 12:32  توسط امیر مهجوریان  | 

چارچوب معماري زکمن که به نوعي جدول مندليف مدل هاي معماري به حساب مي‌آيد، چارچوب مرجعي است که شش جنبه اطلاعات، فرآيند ها، مکانها، افراد، رويدادها و اهداف را تحت پوشش قرار مي‌دهد. چارچوب زکمن نقشي کليدي در ايجاد چارچوبهاي ديگر، مانند "چارچوب معماري فدرال" داشته است . جان زکمن، ارائه کننده چارچوب فوق، كه از پيش كسوتان "معماري سازماني"به حساب آمده و امروزه او را بعنوان پدر اين علم مي‌دانند، معماري سازماني را ضرورتي غيرقابل اجتناب براي سازمانهاي بزرگ مي‌داند.
چارچوب زکمن ، يک چارچوب جامع و عمومي است که با ويژگي هاي انعطاف پذيرخود در حوزه هاي کاربردي زيادي قابل اعمال است . اين چارچوب يک مدل پايه براي توسعه چارچوب EAP درسال 1992 بود که خود بوجود آورنده چارچوب هاي (FEAF (1999) ، IISAF (1997 و به دنبال آن چارچوب TEAF در سال 2000 مي باشد.

اگرچه امروزه چارچوب زكمن قدري قديمي شده و مطابق با نيازهاي روز نمي باشد اما هنوز به عنوان مرجع و منبعي براي معماري سازماني به حساب مي ايد، بدين صورت كه مفاهيم و چارچوبهاي جديد كه با توجه به نيازهاي روز و دانش جديد توسعه يافته اند، ايده هاي اوليه خود را از اين چارچوب مادر گرفته و آنرا مطابق نيازها و شرايط خاص خود شكل داده اند.
امروزه جان زكمن معتقد است چارچوب وي نقش "يك ابزار تفكر" را بازي مي كند، بطوريكه به معماران و مديريان كمك مي كند حوزه ها و جنبه ها را جداسازي و مرتب كنند. چارچوب معماري زكمن تاثير مستقيمي بر اكثر چارچوب هاي بعدي و مفاهيم معماري داشته است.

نقاط مثبت چارچوب زكمن:

  • فراگيري و كار با آن ساده است.
  • جامع و هم جانبه است، همه ديدگاه ها و جنبه ها را پوشش مي دهد
  • مبتني بر مجموعه اي از توصيفات پايه با نام مدل هاي معماري است

كمبودهاي چارچوب زكمن:

  • بحثي در خصوص امنيت نشده است، زكمن تنها يك يادداشت در اين مورد نوشته و شرحي در اين خصوص وجود ندارد.
  • بحثي در خصوص استانداردها، قوانين و استراتژي هاي انتقال انجام نشده. ستون انگيزه را شايد بتوان با برنامه هاي انتقالي و نگاه استراتژيك به نوعي تركيب كرد.
  • برخي ستونها مانند زمان و انگيزه به اندازه ديگر ستونها كاربرد و استفاده ندارند
    چارچوب مستقل از متدولوژي و ابزار است.
  • گونگي همراستا نمودن فناوري اطلاعات با كسب و كار مشخص نشده است.
  • عدم توجه به ارتباط بين جنبه ها با يكديگر، موضوعي كه بعدها با معرفي ماتريس هاي نگاشتي بين عناصر ستون ها با يكديگر توسط متدهاي معماري مورد توجه قرار گرفت.
  • چارچوب (و مدل ها) فاقد قانون هستند.

مطالب بیشتر در خصوص معماری سازمانی و معماری سرویس گرا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 12:25  توسط امیر مهجوریان  | 

بطور كلي "چارچوب " وسيله اي براي طبقه بندي اشياء است و از آنجاكه موضوع ما مربوط به سازمان است، اشياء مورد نظر نيز توصيفاتي از جنبه ها و حوزه هاي سازمان هستند. اين توصيفات(مدل ها) توسط هر فردي كه به آنها احتياج داشته باشد، قابل استفاده است به شرطي كه اجازه دسترسي بدانها داشته باشد. تهيه كننده چنين توصيفاتي، متخصصان در زمينه مربوط به آن مدل هستند. مي‌توان سازمان را به ساختمان تشبيه كرد، اگر ساخت يك ملك را به عنوان مثال در نظر بگيريم، مالك آنچه را در ذهن خود دارد (توصيف كلي از شكل و خصوصيات ساختمان) به معمار ساختمان مي‌گويد تا اين توصيفات را بصورت "اشكال و نقشه هاي" ساختماني درآورد. حال تصورات مالك از ساختمان به گونه اي تبديل شده كه قابل ساخت توسط سازنده مي‌باشد، به اين ترتيب فرآيند معماري ساختماني منجر به توليد ساختمان مي‌شود.‌
براي هر سازمان حداقل دو چارچوب وجود دارد، يكي چارچوبي از مدل هاي پايه كه توصيف كننده "وضعيت فعلي " سازمان است و به آن چارچوب معماري موجود گويند و ديگري كه "وضعيت آينده "(پس از اعمال معماري سازماني) را مشخص مي‌كند و آنرا چارچوب معماري مطلوب مي‌نامند. نكته مهم اين است كه اگر از "مدل هاي پايه " براي توصيف يك سازمان استفاده شود، تا زمانيكه تغييري در حرفه سازمان بوجود نيامده، نيازي به تغيير مدل ها نيست.

تفاوت چارچوب و معماري سازماني:
معماري با چارچوب تفاوت دارد، اگرچه در خيلي جاها اين دو مفهوم با هم تركيب شده اند. چارچوب يك ساختار منطقي براي دسته بندي و سازماندهي اطلاعات پيچيده است، بنابراين چارچوب معماري سازماني يك ساختار سازماندهي شده از اطلاعاتي است كه براي توصيف معماري سازمان استفاده مي شود. بسياري از سازمانها از يك چارچوب استفاده مي كنند در حاليكه محصولات معماري سازماني هر كدام با يكديگر متفاوت و مخصوص خودشان است. {FEEF Practical Guide 2001}
در اغاز تاكيد معماري سازماني بيشتر بر روي چارچوب، مفاهيم، متدهاي مدلسازي و ابزارها بوده درحاليكه امروز بر اجرا و پياده سازي متمركز شده و پيش بيني مي شود به زودي تاكيد اصلي بر روي ارزيابي ، بهينه سازي و استفاده از بهترين تجارب باشد.

در يك نگاه جامع مي توان چارچوب معماري سازماني را اينگونه تعريف نمود:

  • تعيين نوع مدل هائي كه براي توصيف معماري سازماني لازم است
  • سازماندهي نوع مدل ها در يك ساختار منطقي
  • تشريح ارتباط بين مدل ها
  • قوانين و استانداردهاي حاكم بر توصيف و مدلسازي محصولات
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 12:21  توسط امیر مهجوریان  | 

جان زكمن انگيزه اصلي خود از ارائه معماري سازماني را "حل مشكل مربوط به پيچيدگي سيستم هاي اطلاعاتي و بهبود مديريت بر ان" مي داند. وي پيچيدگي را نه فقط از جنبه بزرگ شدن سيستم ها بلكه مربوط به عوامل متعددي نظير توزيع شدگي جغرافيائي سيستم ها، نياز به تغييرات سريع سيستم ها به دليل رشد سريع بازار تجارت، نيازمنديهاي خاص و كليدي شدن جايگاه فناوري اطلاعات در سازمانها مي داند.
امروزه فوايد و دلايل استفاده از معماري سازماني را شامل اين موارد مي دانند:

  • كاهش هزينه هاي فناوري اطلاعات
  • كاهش هزينه مديريت پيچيدگي ها
  • حذف افزونگي
  • گسترش سيستم هاي فناوري اطلاعات
  • پاسخ به نرخ تغييرات حرفه
  • نياز به اشتراك گذاري اطلاعات
  • برون سپاري
  • دلايل مربوط به شرايط آينده

مهمترين نتايج معماري سازماني را بايد بهبود روشها و فرايندها در ماموريت هاي سازماني، ايجاد نظامي يكدست و قابل مقايسه در توصيف سيستم ها و يكپارچگي دانست.

منابع بیشتر را در سایت http://www.enterprisearchitecture.ir و  http://soea.blogfa.com مطالعه نمائید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 12:19  توسط امیر مهجوریان  | 

براي معماري سازماني تعريف مشخص و دقيقي وجود ندارد، يكي از دلايل اين امر برداشت هاي مختلفي است كه از اين مفهوم شده است. سه گروه عمده با مقوله معماري سازماني سروكار دارند و بنابراين بايد سه دسته تعريف متفاوت براي معماري سازماني ارائه داد، هر تعريف شامل اهداف، دلايل و ديدگاهها و ذينفعان خاص خود است.

معماري سازماني با محوريت فناوري اطلاعات
در اين مورد هدف از معماري سازماني همراستا نمودن فناوري اطلاعات با كسب و كار جهت بهبود كارائي و بازدهي است. تاكيد اين رهيافت بر لايه هاي پائين بوده و يكپارچگي سيستم هاي اطلاعتي و موثر بودن زيرساخت هاي فناوري مورد هدف است، بدين ترتيب با سازماندهي منظم فناوري اطلاعات، كارائي بهبود يافته و هزينه هاي سازمان كاهش مي ابد. معماري حرفه در حد مدلسازي فرايندها و نيازهاي اطلاعاتي انجام مي شود تا سيستم هاي اطلاعاتي با توجه به اين نيازها طراحي يا تكميل شوند. اكثر پروژه هاي معماري سازماني از اين جنس هستند و معمولا توسط اداره(معاونت) فناوري اطلاعات سازمان مديريت و اجرا مي شوند.
اين رهيافت معمولا با ساختاري چند لايه از زير معماريهاي حرفه، اطلاعات، سيستم  و تكنولوژي نمايش داده مي شود. هر لايه نيازهاي خود را به لايه پائين تر منتقل مي كند و از طرفي ديگر مسئول براورده سازي نيازهاي لايه هاي بالاتر خود است. لايه هاي بالائي مستقيما با اهداف و ماموريت سازمان در ارتباط بوده و به دنبال براورده سازي رضايت ذينفعان هستند درحاليكه لايه هاي پائين تر پشتيباني كننده لايه هاي بالائي از طريق فناوري اطلاعات هستند.
توجه اصلي اين رهيافت بر معماري سيستم هاي اطلاعاتي و زيرساخت هاي تكنولوژي است، بر كسب وكار در حد شناسائي نيازها و انتقال آنها به لايه هاي پائين تر توجه مي شود و خبري از مهندسي مجدد فرايندها نيست.

معماري سازماني فرايند محور
اين نوع معماري سازماني با هدف مديريت و بهبود فرايندها صورت مي پذيرد، اهداف حرفه با رويكردي بالا به پائين به عمليات و فعاليت ها نگاشت مي شود تا نهايتا كليه فرايندهاي حرفه به روشي كه گفته خواهد شد، سازماندهي شوند، اين نوع پروژه هاي معماري سازماني توسط مديريان ارشد حرفه اجرا شده  و زير نظر مستقيم رياست سازمان مي باشند. (VanHee2002)

  •  ابتدا فرايندها بهينه سازي مي شوند و سپس هر فعاليت به يك نقش يا سيستم اطلاعاتي اختصاص داده مي شود. بهينه سازي فرايندها بدون در نظر گرفتن فناوري اطلاعات انجام مي شود، اما نتيجه كار در مرحله بعد با فناوري اطلاعات سازمان متصل مي شود.
  •   فرايندها طراحي مجدد مي شوند تا حداكثر استفاده از قابليت هاي انساني و ماشيني محقق شود.
  • در سطح فناوري اطلاعات طراحي يا پياده سازي انجام نمي شود، بلكه از امكانات موجود در جهت بهره بري حداكثري استفاده مي شود.

معماري سازماني دولت محور
در اين رهيافت كه مخصوص سازمانهاي ستادي است، هماهنگي و هدايت بين اجزاء و حوزه هائي كه خود نوعي سازمان محسوب مي شوند، مورد توجه است.  دربحث مديريت سازماني و به هنگام مواجه با پيچيدگي دو استراتژي كلان مورد توجه معماران قرار دارد، اول مديريت و كنترل يكپارچه و مركزي سازمان در حوزه هاي مختلف است كه بصورت جامع و متمركز انجام مي شود و دوم تقسيم سازمان به زير مجموعه هائي است كه هر كدام داراي مديريت مخصوص خود بوده ولي هماهنگي هاي بين اين مجموعه ها بصورت فدرالي و ستادي انجام مي شود، معماري سازماني دولت محور بر پايه اين استراتژي است.
در اين روش همانطور كه گفته شده سازمان به اجزائي با نام حوزه هاي كسب و كار تقسيم مي شود، هر حوزه تصميم گيريها و مديريت داخلي خود را دارا مي باشد درحاليكه اهداف سازمان و وظايف كلي توسط ستاد هماهنگ و مديريت مي شود. هر حوزه به دنبال افزايش كارائي و بهره وري در بخش خود مي باشد و مي توان انرا نوعي سازمان كوچك در نظر گرفت، مجموعه اين حوزه ها با همديگر تشكيل سازمان مركزي را داده كه وظيفه نظارت و همراستا نمودن حوزه ها را بعهده دارد. (Reietveld)
دراين نوع معماري فعاليت هاي داخلي هر حوزه كنترل و مديريت نمي شود بلكه نتيجه و ما حصل اين فعاليت ها در غالب شاخص هاي كارائي و جهت گيريهاي رقابتي با ديگر حوزه ها هماهنگ و همراستا مي شود، لذا مديريت و بهبود فرايندهاي داخلي هر حوزه يا طراحي و يكپارچه سازي سيستمهاي اطلاعاتي خارج از موضوع معماري سازماني دولت محور بوده و مربوط به معماري داخلي هر حوزه مي شود.
مطالب بیشتر در خصوص معماری سازمانی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 12:17  توسط امیر مهجوریان  | 

"معماري" واژه ناشناخته اي نيست، لااقل براي مهندسان و آشنايان به رشته هاي مهندسي، كلمه معماري يادآور يك طرح و ديد همه جانبه و كلان بر ساختار و رفتار موجوديتي است كه داراي خواصي چون پيچيدگي و پويائي بوده، تهيه و نگهداشت آن مستلزم داشتن توجه ويژه اي به جامعيت، يكپارچگي، انعطاف پذيري و تعامل پذيري است. واژه معماري بيشتر در رشته هاي مرتبط با علوم ساختماني شنيده مي‌شود، آنجا كه "معمار" با نگاهي جامع به كليه عوامل تاثيرگذار بر بنا و با بهره‌مندي از بهترين تجارب گذشته، طرحي از چگونگي ساخت عمارت با استفاده از قطعات سازنده اوليه ترسيم مي‌كند. معمار در تمامي ‌طول مراحل طراحي و ساخت حضور داشته و همه جوانب را تحت كنترل خود دارد. 
 

تعريف معماري(IEEE 1471): ساختار بنيادي يك سيستم محاط شده توسط مولفه هايش و روابط بين آنها با هم و محيط كه توسط قوانين و راهنمائي هائي براي طراحي و تكامل پشتيباني مي شود.

زكمن، "معماري سازمانی" را بصورت زير تعريف نموده است:

"مجموعه اي از ارائه هاي توصيفي (مدل ها) در ارتباط با تشريح يك سازمان چندان كه بتواند منطبق بر نيازمندي هاي مديريت (كيفيت) توليد شده باشد و در دورة حيات مفيدش قابل نگهداشت باشد(تغييركند)."

لزوم معماري سازماني را مي‌توان در ظهور سازمانهاي بزرگ، نياز به طراحي و توسعة سيستمهاي اطلاعاتي پيچيده، ظهور سيستمهاي اطلاعاتي با منظورهاي خاص و اهميت انعطاف پذيري سازمانها در برابر فشارهاي بيروني نظير تغيير كسب و كار، تغيير مأموريتها و ساختارهاي سازماني و تغييرات سريع فناوري ارزيابي كرد.

"معماري سازماني يعني فهم عناصر مختلفي كه سازمان را ساخته اند و چگونگي تعامل بين عناصر. تعريف مناسب سازمان عبارت است از مجموعه اي از واحدهاي سازماني كه مجموعه اي از اهداف و اصول مشترك دارند و تعريف عناصر شامل كليه اقلامي است كه در حوزه اشخاص، فرايندها، كسب و كار و تكنولوژي محصور شده اند." (IFEAD)

 "يك برنامه كاري براي سازماندهي فرايندهاي حرفه و سيستم هاي مورد نياز آنها و همچنين تكنولوژي لازم براي اجراي كارامد فرايندها." (RRB)

امروزه برداشت حداقلي بر روي كليات معماري سازماني وجود دارد به اين گونه كه معماري سازماني شامل مدل هاي كسب و كار، فرايندها، داده ها، سيستم هاي پشتيباني كننده حرفه و همچنين زيرساختارهاي تكنولوژي براي هر دوي معماري موجود و مطلوب تعريف مي شود، همچنين در معماري سازماني نياز به استانداردها، ملاحضات امنيتي و يك طرح انتقال مي باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:7  توسط امیر مهجوریان  |