نگاهي به گذشته و نگاهي به آینده – جان زكمن
ابتدا نگاهي به گذشته:
مي توان چهار دليل عمده آورد كه چرا معماري سازماني انطور كه بايد پيشرفت نكرد.
الف: معماري مقابل فرهنگ بود
معماري مقابل فرهنگ بود. در طول 50 سال گذشته، چالش اصلي در سيستم هاي اطلاعاتي تلاش براي ساده سازي توليد و استفاده از نرم افزار ها بوده است. تمام همت ما "توليد كد برنامه" بود و معيارهاي اندازه گيري كارائي نرم افزار ها محدود به چند معيار بود: تعداد خط كد برنامه، ميزان نفر-ماه كار برنامه نويسي، زمان پاسخ برنامه، بودجه، هزينه و ...
در فرايند توليد نرم افزار سعي كرديم تا بطور ضمني استانداردها را رعايت كنيم، برنامه قابل استفاده مجدد، قابل انتقال، شيء گرا و... باشد درحاليكه واقعيت اين است كه ما هيچكدام از اين موارد را به درستي رعايت نمي كرديم!
با مثالي موضوع را توضيح مي دهيم، آيا تا كنون فروشگاهي را ديده ايد كه بتوان در آن براي راه ها، جاده ها، پل ها، معماري ها و ديگر زيربنا ها قيمت تعيين كرد؟ مثلما نه! مشكل آنجاست كه اين موارد بسيار مهم قابل ارزش گذاري نيستند و معمولا زماني كه به انها احتياج ضروري است، آنها وجود ندارند! مگر اينكه در گذشته كسي با پيش بيني و آينده نگري آنها را فراهم كرده باشد.
حال مفهوم مقابل فرهنگ روشن شد. نمي دانيم چگونه "معماري" را ارزش گذاري كنيم، در نتيجه نمي توانيم آنرا بدست آوريم! چون كسي احساس نياز حياتي به آن نكرده(علي رغم ضرورت حياتي آن) و تلاشي در جهت تهيه آن نشده است، زماني كه فهميديم چقدر به آن احتياج داريم آنرا نداشتيم.
ب: معماري به عنوان يك موضوع حياتي درك نشد
تجارت در عصر صنعت نسبتا آسان بود، توليدكنندگان تنها مي بايست محصولي توليد كرده و به دنبال خريدار باشند، در حاليكه ورود كامپيوتر و تكنولوژي اطلاعات بازي را عوض كرد. خودكار سازي باعث حذف نيروي كار شد، سازمانها با جايگزيني كامپيوتر به جاي نيروي كار در هزينه صرفه جوئي كردند. تجارت دچار دگرگوني شد، شركت ها از حوزه محلي به حوزه سراسري(كشوري) وارد شدند تا رقابت بين المللي شود، نتيجه آنكه رقابت فشرده شد و تجارت محلي رو به افول گذاشت.
سيستم هاي خودكارسازي به عنوان يك موجوديت ضروري در سازمانها شناخته شدند و از اين جهت است كه بارها و بارها شنيده ايم: "سيستم ها همان سازمان هستند". خلاصه آنكه دليل دوم براي عدم رشد معماري سازمان اين بود كه سيستم ها معادل سازمان بودند و موجوديتي به نام "معماري سازماني" ناشناخته بود.
پ: نمي دانستيم واقعا چگونه معماري را پياده سازي كنيم
دليل سوم براي عدم موفقيت معماري نداشتن اطلاعات لازم براي پياده سازي معماي بود. تا آنكه تلاشهايي صورت گرفت به شرح زير:
ستون 1(داده):
- Chen(4)، Brown(5)، Finkelstein(6) و Bachman(7) بر روي توصيف و طراحي اين ستون متمركز شدند.
ستون 2 (فرايند):
- Hammer و Champy(3) بر روي سطر دوم كارهاي مفيدي در زمينه مهندسي مجدد فرايند حرفه(BPR) انجام دادند.
- Demarco(1) نيز در توصيف جنبه عملكرد معماري سازمان در سطر 3 و 4 تلاشهاي فراواني كرد.
ستون 3(مكان):
- در خصوص اين جنبه كمتر كاري انجام شده
ستون 4 (اشخاص):
- Drucker(8) در مفاهيم سازماني و كنشگران، كارهاي باارزشي روي سطر 2 انجام داه ولي در خصوص سطرهاي پائين تر هنوز بايد چيزهاي زيادي بياموزيم.
ستون 5 (زمان):
- Senge(9) تلاشهاي زيادي در توصيف مدلهاي پويائي سيستمها () انجام داده ولي ارتباط اين مدلها با سطر سوم مشخص نيست
ستون 6(انگيزه):
- Ross(10) و Lam در زمينه ارائه تعريف براي قوانين حرفه(Business Rules) و رابطه ان با اهداف و استراتژي سازمان در سطر 2 پيشرفتهاي خوبي كرده اند ولي در بقيه سطرها هنوز كاري نشده است.
خلاصه مدلهاي معماري سازمان و چگونگي پياده سازي آنها به درستي مشخص نبود و احتياج به كار بيشتري داشت. هنوز ذهن مديران پروژه مايل بود به "تو برنامه نويسي را شروع كن تا بعد ببينيم نياز مشتريان چيست! معماري را فراموش كن" !
ت: معماري نياز به كار واقعي دارد
چهارمين و اخرين دليل براي عدم پيشرفت معماري، نياز به زمان و تلاش براي پياده سازي بود. لازم بود تجربه هايي در اين زمينه انجام شود تا راه براي نمونه هاي موفق باز شود. مشكل ما اين است كه در هر موردي دنبال راه حلهاي سريع و بي دردسر هستيم. در خصوص سازمان نيز مدت 40سال دنبال جوابهاي ساده بوديم.
حال كه فهميده ايم كامپيوتر يك وسيله ساده نيست كه بتوان به راحتي از آن در سازمان استفاده كرد، بلكه "مالك"، "طراح" و "سازنده" بايد با همكاري هم معماري را پياده سازي كنند كه اين مورد احتياج به كار عملي دارد و اين موضوع زمان مي برد.
سازمانها پيچيده تر از آن هستند كه مشكل انها با راه حلهاي ساده و سريع حل شود. براي توضيح مثالي را ذكر مي كنيم، مهندسين راه و ساختمان بايد پس از سالها درس خواندن در مقاطع دبيرستان و پيش دانشگاهي، 4 سال در دانشگاه درس تخصصي بخوانند انگاه به مدت 10 سال يا بيشتر به عنوان كار اموز به كسب تجربه در طراحي و پياده سازي جاده ها، پل ها و ... بپردازند تا سرانجام قادر به ساخت پروژه هاي واقعي شوند، درحاليكه ما در مهندسي كامپيوتر با فرستادن شاگردان به كلاس برنامه نويسي فلان زبان براي فقط چند روز انها را براي انجام پروژه هاي واقعي اعزام مي كنيم !
نتيجه آنكه معماري سازماني كه به مراتب پيچيده تر از ساخت يك پل يا راه نيز است نياز به زمان و كار فراوان دارد.
خلاصه از گذشته
چهار دليل اصلي براي پيشرفت كند معماري سازماني و عدم توجه لازم به ان در گزشته عبارت بود از:
- معماري مقابل فرهنگ بود.
- درك درستي از اهميت حياتي ان وجود نداشت.
- نمي دانستيم دقيقا چگونه بايد معماري را پياده ساز ي كنيم.
- احتياج به كار و زمان دارد.
نگاهي به آينده
با توجه به شرايط حال و با نگاهي به اينده مي توان 4 دليل اصلي براي پيشرفت و به عبارتي انقلاب در معماري سازماني بر شمرد.
الف: معماري فرهنگ جديد است
ما ديگر در عصر صنعت نيستيم، مانند گذشته نيست كه اول يك محصول ساخته و سپس به دنبال مشتري براي ان باشيم. در عصر اطلاعات اول بايد دنبال يك مشتري گشت، نيازهاي او را براورد كرد، سپس كالايي مطابق نياز او ساخت و با خدمات پس از فروش مشتري را راضي نگه داريم !
"پيچيدگي" و "تغييرات گسترده" دو چالش اصلي سازمانها در عصر ارتباطات هستند و اين دو تنها به كمك معماري قابل مهار هستند. پس دليل اول براي اينكه معماري مي رود كه جايگاه خود را پيدا كند تغيير فرهنگ به دليل پايان عصر صنعت و اغاز عصر تكنولوژي است كه معماري با فرهنگ همراه كرده است.
ب: معماري يك موضوع حياتي شده است
براي روشن شدن مطلب نگاهي به شركت معروف IBM مي اندازيم. سئوال اينجاست كه چرا اين شركت نتوانسته جايگاه خود در زمينه "تكنولوژي اطلاعات" را حفظ كند؟ ايا مسئولين IBM نادان بوده اند ؟ يا تغيير بازار را درك نكرده اند؟ من به قطع مي گويم كه هيچكدام از اين دو موضوع نيست. انها نتوانستند مطابق تغيير در بازار عمل كنند چون فاقد معماري بودند! وقتي معماري نباشد، تغيير در سيستمها ممكن نيست و در نتيجه تغيير در سازمان(به ياد بياوريد كه سيستم ها همان سازمان هستند) قابل اعمال نخواهد بود. مديران IBM نمي دانستند "چگونه" و "چه چيز" را بايد تغيير دهند.
يا در خصوص شركت جنرال موتور، چرا اين شركت جايگاه خود را در بازار از دست داد، ده ها هزار نفر را اخراج كرد و تعداد زيادي از واحدهاي خود را تعطيل كرد؟ مديران جنرال موتور هم تغييرات بازار را درك كرده بودند ولي از انجا كه براي سازمان خود معماري نداشتند، اصلا نمي دانستند سازمانشان دقيقا چگونه كار ميكند! پس نمي دانستند "چه چيز" را بايد "چگونه" تغيير دهند تا با تغييرات بازار هماهنگ شوند.
پ: مي دانيم چگونه معماري را پياده سازي كنيم
سوم اينكه اكنون تقريبا مي دانيم چگونه معماري را پياده سازي كنيم. اخيرا دو كتاب نوشته شده كه در نوع خود قابل تقدير است.
- Boar(15) در كتاب اخير خود علامت گذاري رسمي براي براي سطر 3 در ستون فرايند و مكان پيشنهاد داده است.
- Loosley(16) و Douglas در خصوص مكان قرار گرفتن جنبه هاي "فرايند"، "داده" و "اشخاص" بحث كرده است.
- Ross(17) و Lam در خصوص ستون "انگيزه" و در سطرهاي 2و 3 بر روي توصيف و طراحي قوانين حرفه(Business Rules) كارهاي خود را ادامه داده و به نتايج خوبي رسيده اند.
- Bruce(18) كتابي در خصوص ستون 1، مدلسازي داده، نگاشته است.
- Cook(19) و Spewak(20) در خصوص ستونهاي 1و2و3 (داده، عملكرد، مكان) و در سطرهاي 1 و تاحدي 2 كارهاي خوبي انجام داده اند، مخصوصا Spewak(20) كه با معرفي متدولوژي معماري سازماني(Enterprise Architecture Planning) گامهاي موثري در پياده سازي معماري سازماني برداشته است.
- تنها جائي كه هنوز به كار بيشتري نياز دارد ستون "انگيزه" در سطر 4 و ستونهاي "اشخاص" و "زمان" در سطر 3 است.
بهرحال در جمع بندي بايد گفت، اكنون ديگر مي دانيم چگونه معماري را پياده سازي كنيم.
ت: ابزارها براي كار پياده سازي معماري فراهم شده
دليل چهارم براي پيشرفت معماري، توليد و توسعه سريع ابزارهائي براي پشتيباني معماري است. بدين ترتيب اخرين مانع براي كار عملي در معماري سازماني نيز برداشته شده.
اخيرا ابزارهاي زيادي توليد شده كه چند مورد ان معرفي مي شود:
- System Architect يك ابزار موثر از شركت Popkin
- PETCH، ابزاري براي مدلسازي گرافيكي سازمان
- METIS وسيله براي مدلسازي سازمان، تهيه شده توسط NCR
- Design Bank از گروه Metadata كه يك انبار از چارچوب هاست
مطمئنم كه ابزارهاي ديگري نيز وجود دارد كه نديده ام و كتابهائيكه نخوانده ام، بااين حال مي توانم بگويم كه ديگر مانع جدي بر سر پياده سازي معماري وجود ندارد. آنچه باقي مانده به اتمام رساندن پروژه هاي در حال انجام و كار عملي در پياده سازي معماري است.
خلاصه انكه، به چهار دليل پيشرفت و انقلاب در معماري سازماني در آينده حتمي است:
- معماري فرهنگ كنوني(در عصر اطلاعات) است.
- معماري يك موضوع حياتي به حساب مي ايد.
- مطالعات خوبي در خصوص مدلهاي چارچوب شده و حال و اقعا مي دانيم كه معماري چيست و چگونه بايد انرا پياده سازي كرد.
- از نظر تكنيكي ابزارهاي فراواني براي پشتيباني از آن ايجاد شده است.
فراموش نكنيد كه "معماري سازماني" موضوع قرن 21 ام است.